قهرمان ميرزا عين السلطنه
1253
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نماز بودند . معطل شده بيرون تشريف آوردند . اظهار التفات به حضرت و الا [ كردند ] كه خيلى كمتر درب خانه مىآئى . من خيلى ميل دارم شما را بيش از اين ببينم . صحبتكنان تا عمارت گلستان تشريففرما شدند . در تالار بادگير مجلس روضه بود . شاه به اطاق كوچك مغربى آن تشريف بردند و ما به خود طالار آمديم . جمعى بودند . شاهزاده عضد الدوله هم آمد . روزى چهارده نفر روضهخوان مىخواند . روز ديگر چهارده نفر ديگر . همينطور عوض مىشود . بعد از اتمام با عضد الدوله بيرون آمديم . عضد الدوله احضار شد رفت . عكسبردارى شاه به آقاى بحرينى بعضى فرمايشات پيغام داده بودند ، با حضرت و الا صحبت مىكردند . فراش خلوتى آمد كه شاه احضار فرمودند . رفتيم باز جلوى قصر ابيض دوربين عكاسى بزرگى گذاشته بودند ، شاه فرمودند بنشينيد . حضرت و الا با عضد الدوله ، عين الدوله و امير خان سردار نشستند . بعد خود شاه ميل فرمودند صندليها را برداشته يك صندلى در وسط شاه جلوس فرمودند . مابقى ايستادند . بعد فرمودند قايممقام و ناظم الدوله هم آمده ايستادند . دو قطعه عكس بزرگ برداشته شد . بعد فرمودند عضد الدوله تنها نشسته عكس بزرگى از او بردارند . كارخانهء ماهوتبافى و الكتريك يك ساعت صحبت مىفرمودند از آوردن كارخانهء ماهوتبافى و چراغ اليكتريك « 1 » عمومى براى شهر كه با كمپانى بلژيك ترانزيت آن بسته شده . كارخانهء ماهوت در مازندران و با فشار آب درست خواهد شد . ايرانيها هم شريك بايد بشوند . يك كرور تومان تخمين مخارج آن شده . قرار شده است دستگاه چراغ اليكتريك حاليهء ما را هم بخرند . فرمودند عين الدوله به وزيرمختار روس خودمان نوشت و دوگوى بلور چراغ اليكتريك روانه شده شش هزار دانه روانه كند براى اطاقها و باغچهها . فونوگراف فونگراف را فرمودند ببرند در اطاق . عصرانه آوردند . فرمودند زكام شدهام ميل ندارم . ببرند در اطاق عموها بروند بخورند . حضرت و الا و عضد الدوله به اطاق رفتند . من
--> ( 1 ) - ( - الكتريك ) .